ای اشکها بریزید
|
|
|
سلام بر پهلو شکسته موضوع: اشک من شنبه چهارم اردیبهشت 1389 18:40
دلا بيا به سرای علی دری بزنيم به خانه ای که درش سوخته سری بزنيم خبر رسيده اين روزها علی تنهاست بيا به خانه بی فاطمه سری بزنيم... .. .
گریه کردم عقده دل وا شود اما نشد در مدینه گشتم و گمگشته ام پیدا نشد جستجو کردم بسی در بین مظلومان ولی از علی و فاطمه مظلوم تر پیدا نشد!!!
يا علي... رفتم بقيع اما چه سود!؟ هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود يا علي قبر پرستويت کجاست؟ آن گل صد برگ خوش بويت کجاست؟ هرچه باشد من نمک پرورده ام دل به عشق فاطمه خوش کرده ام حج من بي فاطمه، بي حاصل است کعبه بي فاطمه مشت گل است قبر زهرا کعبه اهل دل است... .. . ئ... ادامه مطلب نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
یا فـاطـمـه دستم بگیر موضوع: اشک من شنبه چهارم اردیبهشت 1389 18:25
ای مضمون آب وآینه ، ای صداقت محمد
فاطمیه آمد و غم هم گریست انتهای غم ، خدایا فاطمی است
ئ... ادامه مطلب نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
اي کاش زهرا هم زيارتگاه داشت موضوع: اشک من شنبه چهارم اردیبهشت 1389 17:49 اي کاش فدک اين همه اسرار نداشت اي کاش مدينه در و ديوار نداشت فرياد دل محسن زهرا اين بود اي کاش در سوخته مسمار نداشت اي کاش قلبم به قبرش راه داشت اي کاش زهرا هم زيارتگاه داشت
. .. ... حضرت زهرا سلام الله علیها ... .. . همانا سعادتمند (به معنای) كامل و حقیقی كسی است كه امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد... .. .
آخر يه روز شيعه برات حرم ميسازه حرم براي توشه کرم ميسازه آخر برات يه گنبد طلا ميسازييم شبيه گنبد امام رضا ميسازييم به کوري عايشه ودشمن حيدر بقييع توآباد ميشه گل پيمبر سر مزارت ضريح طلا ميسازييم مثل ضريح شش گوشه بهش مينازييم
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
زهرا، آيينه پاکي موضوع: اشک من شنبه چهارم اردیبهشت 1389 17:24
فاطميه شور و غوغا مي شود درب سوزان با لگد باز مي شود فاطميه آه و درد و ناله است پشت درب جاي گلاب لاله است فاطميه مهر زد تاريخ را در دل آتش گدازد ميخ را فاطميه صورتش نيلي شود با رقيه شاهد سيلي شود فاطميه تا حکايت مي شود غربت حيدر روايت مي شود
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آيينه پاکي است. زهرا زلال کوثر است. اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه مي زند. برهوت اين دنياي خاکي شايستگي ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو که در آيينه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غريبانه زيستي و در وداع شبانه ات با پهلويي بيمار، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي... .. . ...بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ...
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
قصه زهرای هجده ساله موضوع: اشک من شنبه چهارم اردیبهشت 1389 17:15
فاطمیه ؛قصه گوی رنج هاست بهترین تفسیر سوز مرتضی است فاطمیه ؛ شعر داغ لاله است قصه زهرای هجده ساله است فاطمیه ؛ آتش افروز دل است احتجاجش یک کتاب کامل است فاطمیه سینه چاک دردهاست شاهد نامردی نامردهاست فاطمیه ؛ سوز دل را ساز کرد دفتر داغ علی را باز کرد فاطمیه؛ ماه گل افشردن است فتح باب تازیانه خوردن است به نام خداوند بخشنده و مهربان این وصیت نامه دختر رسول خداست؛ در حالی وصیت می کند که شهادت می دهد خدایی جزء خدای یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست فرا خواهد رسید و ذات الهی جمیع مردگان رااز قبور برانگیزاند وزنده گرداند و همه را وارد محشر فرماید... ای علی من فاطمه دختر حضرت محمد هستم؛ خدا مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوار تری . علی جان حنوط و غسل و کفن مرا در شب انجام رسان بر من نماز بگذار و شب مرا دفن کن و هیچ کس را اطلاع نده؛ اینک با شما وداع می کنم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم... .. .
السلامُ عليکِ ياسيدةَ نساءِ العالمينَ، السلامُ عليکِ ياوالدةَ الحُجَجِ على الناسِ أجمعينَ، السلامُ عليکِ أَيَّتُها المَظْلومَةُ المَمْنُوعَةُ حَقَّها. السلامُ عليکِ يامُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَکِ الَّذِي خَلَقَکِ فَوَجَدَکِ لِما امْتَحَنَکِ صابِرَةً، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى أَمَتِکَ وَابْنَةِ نَبِيِّکَ وَزَوْجَةِ وَصِيِّ نَبِيِّکَ صلواتٍ تُزْلِفُهَا فَوْقَ زُلْفَى عِبادِکَ المُکْرَمِينَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالأرَضِينَ. يا سيّدتَنَا، ومولاتَنَا: إنَّا زعمْنَا أنَّا لکِ أوّلياءٌ، ومصدّقونَ وصابرونَ لکلِّ ما أتانا بهِ [ أبوکِ صلّى اللهُ عليهِ وآلِهِ وأتى بهِ ] وصيُّهُ، فإنّا نسألُکِ إنْ کُنّا صدّقناکِ إلاّ ألحقْتِنَا بتصديقِنَا لهُمَا، لنبشّرَ أنفُسَنَا بأنَّا قد طهُرْنَا بولايتِکِ.
التماس دعا... .. . و به امید شفاعت و بخشش او... .. . راستی خوبه که بگم یادم نرفته سه سال پیش توی همین روزا یه مادر مهربون یه تولد دوباره یه عـشــق یه معجزه یه نوکر ... .. . زبونم حتی قادر به گفتن اون همه کرامت و لطف نیست! فقط با چشمانی به زمین دوخته و قلبی پر از درد فراق بازم یه خواهش دارم! حلالم کن مادر...
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
|
|