ای اشکها بریزید
|
|
|
مواقع سختي... جالبه شبی خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم مي زنم، رد پای هر دوی ما روي ساحل بود وقتي برگشتم و به گذشته نگاه کردم، ديدم در مواقع سختي تنها يک رد پا کنار ساحل است، پس به خدا گله کردم و گفتم: خدايا چرا در مواقع سختی مارا تنها گذاشتی، خدا لبخندی زد گفت: در اون مواقع تو بر دوش من بودی...!
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
هیچی نباش... منتظر باش اما معطل نشو، تحمل کن اما توقف نکن، قاطع باش اما لجباز نباش، صريح باش اما گستاخ نباش، بگو آره اما نگو حتما، بگو نه ولي نگو ابدا... (اين يعني همه چي باش و هيچي نباش )
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
قهوههای کافئینه و دکافئینه
نگاهی به ارزش غذایی قهوههای کافئینه و دکافئینه قهوهمنهای کافئین م... ادامه مطلب نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
اینبار...
. اینم از اینبار ...!!! . . . ... و سعی دوباره برای دفن کردن...! و بخشیدن...! . . ولی اینبار، آمادگی و انگیزه ی بیشتری هست برای همیشه دفن کردن...!!! . و نه بخشیدن...!!!
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
بهار پیامبران آمد...
پیامبری از کنار خانه ما رد شد.
باران گرفت. مادرم گفت: چه بارانی می آید. پدرم گفت: بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباسهای ما خاکی بود. او خاک روی لباسهایمان رابه اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبمان را از زیر لباسمان دیدیم. پیامبری از کنار خانه ما رد شد. آسمان حیاط ما پر از عادت و دود بود. پیامبر ، کنارشان زد. خورشید را نشانمان داد و تکه ای از آن را توی دستهایمان گذاشت. پیامبری ازکنار خانه ما رد شد و ناگهان هزار گنجشک عاشق از سر انگشتهای درخت کوچک باغچه روییدند و هزار آوازی را که در گلویشان جا مانده بود ، به ما بخشیدند . و ما به یاد آوردیم که با درخت و پرنده نسبت داریم. پیامبری از کنار خانه ما رد شد. ما هزار درِ بسته داشتیم و هزار قفل بی کلید. پیامبر کلیدی برایمان آورد. اما نام او را که بردیم، قفل ها بی رخصت کلید باز شدند. من به خدا گفتم: امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد. امروز انگار اینجا بهشت است. خدا گفت...: کاش میدانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرد و کاش میدانستی بهشت همان قلب توست...
***میلاد حضرت ختمی مرتبه بر همگان مبارک باد*** نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
اشک ها و لبخندِ من موضوع: اشک من چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 12:40 مي دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی مي تونی هديه کنی امااشک رو فقط برای کسي مي ريزی که نمي خوای از دستش بدی . . . نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
13 به در... موضوع: طنز شنبه یازدهم فروردین 1386 17:17 با تبریک سال نو و سلام خدمت مجردان گرامی. برای روز سیزده به در، دستگاه سبزه گره زنی با قابلیت 90گره در ثانیه پیش فروش میشود...!
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت |
|
|